1 . کوتاه 2 . کمی
[صفت]

kurz

/kʊʁʦ/
قابل مقایسه

1 کوتاه

  • 1.Ich habe das Kleid kürzer machen lassen.
    1. من لباس را دادم کوتاه‌تر بکنند.
  • 2.Mittags sind die Schatten kurz.
    2. ظهرها سایه‌ها کوتاه هستند.
  • 3.Sie hat kurze Haare.
    3. او موهای کوتاهی دارد.
  • 4.Wir haben eine kurze Pause gemacht.
    4. ما استراحت کوتاهی کردیم.

2 کمی

kurz vor/nach ...
کمی قبل/بعد ...
  • Kurz vor 8 Uhr hat das Telefon geklingelt.
    کمی قبل از (ساعت) 8 تلفن زنگ زد.
kurz vor/nach jemandem
کمی قبل/بعد از کسی
  • Mein Mann ist kurz nach mir gekommen.
    شوهر من کمی بعد از من آمد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان