1 . شکست
[اسم]

die Niederlage

/ˈniːdɐˌlaːɡə/
قابل شمارش مونث
[جمع: Niederlagen] [ملکی: Niederlage]

1 شکست باخت

مترادف و متضاد Desaster Fehlschlag Misserfolg Misslingen sieg
  • 1.Die Mannschaft hatte keine einzige Niederlage in dieser Saison.
    1. باشگاه در این فصل یک باخت هم نداشته‌است.
  • 2.Nach der Kriegsniederlage trat die ganze Regierung zurück.
    2. بعد از شکست در جنگ تمام دولت کناره‌گیری کرد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان