1 . حق 2 . قانون 3 . درست 4 . راست 5 . واقعاً
[اسم]

das Recht

/ʁɛçt/
قابل شمارش خنثی
[جمع: Rechte] [ملکی: Recht(e)s]

1 حق

مترادف و متضاد Anrecht Anspruch Befugnis Berechtigung
  • 1.Das Recht ist auf eurer Seite.
    1. حق سمت شماست. [حق با شماست.]
  • 2.Ich hatte Vorfahrt. Ich war im Recht.
    2. من حق تقدم داشتم. حق با من بود.
Recht haben
حق داشتن
  • Die Rechnung stimmt nicht? Dann haben Sie das Recht, das Geld zurückzubekommen.
    فاکتور درست نیست؟ پس شما حق دارید پولتان را پس بگیرید.
Recht verteidigen
از حق دفاع کردن
  • Warum verteidigt ihr eure Rechte nicht?
    چرا از حقت دفاع نمی کنی؟

2 قانون

مترادف و متضاد Gesetz Rechtsordnung Regel
geltendes/deutsches/.... Recht
قانون معتبر/آلمان/...
  • 1. Der Fall wird nach geltendem Recht verhandelt.
    1. این مورد طبق قانون معتبر محاکمه می‌شود.
  • 2. Nach deutschem Recht kann er dafür nicht bestraft werden.
    2. بر طبق قانون آلمان او نمی‌تواند به این خاطر مجازات شود.
[صفت]

recht

/ʁɛçt/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: rechter] [حالت عالی: rechtesten]

3 درست حق، مناسب

مترادف و متضاد angemessen anständig geeignet passend
  • 1.Allen recht getan, ist eine Kunst, die niemand kann.
    1. همه چیز را درست انجام دادن یک هنر است که هیچ کس نمی تواند.
  • 2.Du bist auf dem rechten Weg!
    2. تو در مسیر درست هستی.
  • 3.Ich weiß nicht recht.
    3. درست نمی‌دانم.
  • 4.So ist es recht.
    4. درستش همین است.
  • 5.Wenn ich Sie recht verstehe.
    5. اگر منظورتان را درست فهمیده باشم.
am rechten Ort
در جای مناسب
zur rechten Zeit
به‌موقع [در زمان مناسب]
  • alles zur rechten Zeit
    همه چیز در جای خود [همه چیز در زمان مناسب خود]
jemandem recht sein
برای کسی مناسب بودن
  • Ist es Ihnen recht, wenn ich um drei Uhr komme?
    آیا برای شما مناسب که ساعت سه بیایم؟

4 راست سمت راست

مترادف و متضاد link
  • 1.Ich habe mir den rechten Arm gebrochen.
    1. من بازوی راستم را شکستم.
recht abbiegen
به راست پیچیدن
[قید]

recht

/ʁɛçt/
غیرقابل مقایسه

5 واقعاً به درستی، به تمام معنا

مترادف و متضاد echt wirklich
  • 1.Er ist ein rechter Narr.
    1. او واقعاً احمق است.
  • 2.Sie ist ein recht hübsches Mädchen.
    2. او واقعاً دختری زیبا است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان