1 . نشستن
[فعل]

sitzen

/ˈzɪtsən/
فعل بی قاعده ضعیف فعل ناگذر
[گذشته: saß] [گذشته: saß] [گذشته کامل: gesessen] [فعل کمکی: haben & sein ]

1 نشستن

مترادف و متضاد stehen
irgendwo sitzen
جایی نشستن
  • 1. Darf ich am Fenster sitzen?
    1. می‌توانم لبه پنجره بنشینم؟
  • 2. Ich sitze auf einer Bank im Park.
    2. من روی یک نیمکت در پارک نشسته‌ام.
  • 3. Ich will nur in der Sonne sitzen und mein Buch lesen.
    3. من فقط می‌خواهم زیر آفتاب بنشینم و کتابم را بخوانم.
  • 4. Wir saßen draußen auf der Terrasse.
    4. ما بیرون در تراس نشستیم.
  • 5. Wo möchten Sie sitzen? – Bitte ganz hinten.
    5. کجا می‌خواهید بنشینید؟ - لطفاً آن آخر [ته سالن].
  • 6. Wo sitzen Sie?
    6. کجا نشسته‌اید؟
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان