1 . آشوب 2 . اضطراب
[اسم]

die Unruhe

/ˈʊnˌʀuːə/
قابل شمارش مونث
[جمع: Unruhen] [ملکی: Unruhe]

1 آشوب نا آرامی

  • 1.Der Regierungswechsel führte zu starken Unruhen.
    1. تغییر دولت به آشوب های جدی انجامید.

2 اضطراب ناراحتی، نگرانی

  • 1.Er zeigte seine innere Unruhe nicht, obwohl er Angst hatte.
    1. او اضطراب درونی اش را نشان نمی داد، با وجود اینکه او ترس داشت.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان