1 . معاصر
[صفت]

zeitgenössisch

/ˈʦaɪ̯tɡəˌnœsɪʃ/
غیرقابل مقایسه

1 معاصر اخیر

مترادف و متضاد aktuell derzeitig gegenwärtig momentan alt inaktuell
  • 1.Ich habe zeitgenössische Literatur lieber als klassische.
    1. من ادبیات معاصر را به کلاسیک ترجیح می‌دهم.
  • 2.In diesem Museum werden Werke von zeitgenössischen Künstlern ausgestellt.
    2. در این موزه، آثاری از هنرمندان معاصر به نمایش درآمده است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان