خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . مهاجر (به دلایل سیاسی)
[اسم]
émigré
/ˈemɪɡreɪ/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
مهاجر (به دلایل سیاسی)
تبعیدی
مترادف و متضاد
exile
1.the son of Russian émigrés
1. پسر مهاجران روسی
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
emigration
emigrate
emigrant
emic unit
emf
emigree
emile
emile coue
emile durkheim
emile gaboriau
کلمات نزدیک
élan
éclat
éclair
à la carte
zzz
… is not very good at english.
… is not well.
bahraini
elytron
emaciate
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان