خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . آنتیموان (فلز)
[اسم]
antimony
/ˌæntˈɪməni/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
آنتیموان (فلز)
معادل ها در دیکشنری فارسی:
آنتیموان
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
antimonopoly
antimonious
antimonic
antimonial lead
antimonial
antimony potassium tartrate
antimuon
antimycotic
antimycotic agent
antineoplastic
کلمات نزدیک
antimonarchical
antimatter
antimacassar
antihistamine
antiguan
antinomy
antioxidant
antipasto
antipathetic
antipathy
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان