خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . همکار
[اسم]
coworker
/ˈkoʊˈwɜrkər/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
همکار
مترادف و متضاد
colleague
1.I got a ride home from one of my coworkers.
1. یکی از همکارانم مرا به خانه رساند.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
cownose ray
cowman
cowling
cowlick
cowled
cowpea
cowpen daisy
cowpie
cowpoke
cowpox
کلمات نزدیک
cowling
cowlick
cowl
cowherd
cowgirl
cowpea
cowpox
cowrie
cowshed
cowslip
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان