خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . آدم عجیب و غریب
2 . آدم عصبی
3 . بازویی (مکانیک)
4 . هندل زدن
[اسم]
crank
/kræŋk/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
آدم عجیب و غریب
2
آدم عصبی
آدم زودجوش، آدم قاطی
3
بازویی (مکانیک)
دسته محور
[فعل]
to crank
/kræŋk/
فعل گذرا
[گذشته: cranked]
[گذشته: cranked]
[گذشته کامل: cranked]
صرف فعل
4
هندل زدن
به کار انداختن با کمک بازویی
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
cranium
craniotomy
craniometry
craniometrical
craniometric point
crank 90s
crank call
crank handle
crank letter
crank out
کلمات نزدیک
cranium
craniology
cranial
cranesbill
crane fly
crank out
crank up
crankcase
crankshaft
cranky
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان