خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . برقدرمانی
[اسم]
electrotherapy
/ɪlˌɛktɹoʊθˈɛɹəpi/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
برقدرمانی
الکتروتراپی
معادل ها در دیکشنری فارسی:
برقدرمانی
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
electrotherapist
electrotherapeutics
electrosurgical unit
electrosurgery
electrostatics
electrovalent bond
electrum
eleemosynary
elegance
elegant
کلمات نزدیک
electrostatic
electroscope
electronics store
electronics
electronically
electrum
eleemosynary
elegance
elegant
elegantly
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان