خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . فلورسانس بودن
[فعل]
to fluoresce
فعل گذرا و ناگذر
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
فلورسانس بودن
تابیدن (به خاطر فلورسنس)
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
fluorapatite
fluor
flunky
flunk
flunitrazepan
fluorescein
fluorescein isocyanate
fluorescein isothiocyanate
fluoresceine
fluorescence
کلمات نزدیک
flunkey
flume
floury
florin
floe
fluorite
fluoroscope
flusher
fly-by-night
fob
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان