خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . آمیزش جنسی کردن (خارج از ازدواج)
[فعل]
to fornicate
/fˈɔːɹnᵻkˌeɪt/
فعل ناگذر
[گذشته: fornicated]
[گذشته: fornicated]
[گذشته کامل: fornicated]
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
آمیزش جنسی کردن (خارج از ازدواج)
زنای غیرمحصنه کردن
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
fornax
formulation
formulated
formulate
formulary
fornication
fornicator
fornicatress
forrad
forrader
کلمات نزدیک
formication
formed
forfend
forex
foremast
forsaken
forsooth
forsworn
fosterage
founded
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان