خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . زمینشناس
[اسم]
geologist
/ʤiˈɑləʤəst/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
زمینشناس
معادل ها در دیکشنری فارسی:
زمینشناس
1.A famous geologist
1. یک زمینشناس معروف
تصاویر
کلمات نزدیک
geological
geography
geographical
geographic
geographer
geology
geometric
geometrical
geometry
geophysics
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان