خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . بهسرعت سفر کردن
[فعل]
to highball
فعل گذرا و ناگذر
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
بهسرعت سفر کردن
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
high-yield
high-water mark
high-warp loom
high-voltage
high-vitamin diet
highball glass
highbinder
highboard
highborn
highboy
کلمات نزدیک
high-strung
hierarch
hie
hidebound
hic
highfalutin
hijra
hillbilly
hinglish
hippocras
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان