خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . در پرانتز
[عبارت]
in parenthesis
/ɪn pəˈrɛnθəsɪs/
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
در پرانتز
1.I add, in parenthesis, that I doubt whether such a place exists.
1. در پرانتز اضافه کنم که شک دارم چنین مکانی وجود داشته باشد.
2.I should say, in parenthesis, that these figures cannot always be trusted.
2. باید در پرانتز بگویم که همیشه نمیتوان به این آمار و ارقام اعتماد کرد.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
in parallel with
in own time
in own right
in other words
in order to
in part
in particular
in passing
in perpetuity
in person
کلمات نزدیک
in credit
imho
ice field
hoody
high-definition
law court
lms
long-haired
make a reservation
make off
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان