خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . آهنآلات
[اسم]
ironware
/ˈaɪɚnwɛɹ/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
آهنآلات
ظروف آهنی، ابزار آهنی
معادل ها در دیکشنری فارسی:
آهنآلات
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
ironside
ironshod
irons
ironmongery
ironmonger's shop
ironweed
ironwork
ironworker
ironworks
irony
کلمات نزدیک
iron foundry
iron age
vascular tissue
phonetic transcription
educational film
iron will
video door-phone
civil procedure
civil code
criminal code
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان