خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . ولرم
2 . بیاشتیاق
[صفت]
lukewarm
/ˈluˈkwɔrm/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more lukewarm]
[حالت عالی: most lukewarm]
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
ولرم
معادل ها در دیکشنری فارسی:
ملول
disapproving
مترادف و متضاد
tepid
freezing
1.they drank bitter lukewarm coffee.
1. آنها قهوه تلخ ولرم نوشیدند.
2.Wash it in lukewarm water.
2. آن را در [با] آب ولرم بشوی.
2
بیاشتیاق
بیعلاقه
1.She was lukewarm about the plan.
1. او نسبت به (آن) برنامه بیاشتیاق بود.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
lukasiewicz notation
luis de gongora y argote
luis bunuel
luik
luigi pirandello
lukewarmly
lukewarmness
lula kebab
lull
lullaby
کلمات نزدیک
luke
luis
lugworm
lugubrious
luggage van
lukewarm water
lull
lullaby
lulz
lumbago
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان