خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . پول پارو کردن
[عبارت]
money to burn
/ˈmʌni tu bɜrn/
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
پول پارو کردن
خر پول بودن، پول از پارو بالا رفتن
1.Mrs. Richardson is really wealthy. Actually she has money to burn.
1. خانم "ریچاردسون" واقعا ثروتمند است. در واقع او پول پارو می کند.
توضیح درباره اصطلاح money to burn
اصطلاح "پول برای سوزاندن داشتن" به این معنی است که فردی آنقدر پول دارد که می تواند اضافه هایش را بسوزاند!
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
have legs
have kittens
have it way
have it rough
have it out with
have more money than sense
have name on it
have no business
have no time for
have no truck with
کلمات نزدیک
money talks
money supply
money spider
money order
money market
moneybox
moneylender
mongol
mongolia
mongolian
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان