خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . پاره کردن
[فعل]
to tear up
/tɛr ʌp/
فعل گذرا
[گذشته: tore up]
[گذشته: tore up]
[گذشته کامل: torn up]
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
پاره کردن
ریز کردن
1.He tore the letter up and threw it away.
1. او نامه را پاره کرد و آن را دور انداخت.
2.She tore up all the letters he had sent her.
2. او تمام نامههایی که او برایش فرستاده بود را پاره کرد.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
tear sheet
tear sac
tear out
tear off
tear it up
tear up the dance floor
tearaway
teardrop
teardrop trailer
tearful
کلمات نزدیک
tear out
tear off
tear gland
tear gas
tear duct
tear-jerker
tearaway
tearful
tearfully
tearjerker
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان