خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . پرسیدهنشده
2 . بدون دعوت
[صفت]
unasked
/ˌʌnˈæskt/
غیرقابل مقایسه
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
پرسیدهنشده
نپرسیده
1.Significant questions will go unasked.
1. پرسشهای مهم نپرسیده باقی خواهند ماند.
2
بدون دعوت
بدون درخواست
1.He came to the party unasked.
1. او بدون دعوت به مهمانی آمد.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
unashamedly
unashamed
unascribable
unascertainable
unary operation
unasked-for
unassailable
unassailably
unassertive
unassertively
کلمات نزدیک
unashamedly
unashamed
unarmed combat
unarmed
unapproachable
unassailable
unassisted
unassuming
unattached
unattainable
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان