1 . (به سوی چیزی) حرکت کردن
[فعل]

to be heading for

/bi ˈhɛdɪŋ fɔr/
فعل گذرا

1 (به سوی چیزی) حرکت کردن (با وضعیت بد) مواجه شدن

  • 1.The country is heading for recession.
    1. این کشور به سوی رکود اقتصادی در حال حرکت است.
  • 2.They're heading for disaster if they're not careful.
    2. آنها با فاجعه مواجه خواهند شد، اگر مواظب نباشند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان