1 . گیج
[صفت]

bewildered

/bɪˈwɪldərd/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more bewildered] [حالت عالی: most bewildered]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 گیج متعجب

مترادف و متضاد baffled confused mystified
  • 1.Bewildered by the sudden hazy weather, he decided not to go to the beach.
    1. متعجب از هوای ناگهان مه آلوده شده، او تصمیم گرفت به ساحل نرود.
  • 2.His partner's weird actions left Jack bewildered.
    2. رفتارهای عجیب همکار "جک" او را متعجب کرده بود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان