1 . شهرداری
[اسم]

city hall

/ˈsɪti hɔl/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 شهرداری ساختمان شهرداری

  • 1.We got married at City Hall.
    1. ما در ساختان شهرداری ازدواج کردیم.
  • 2.We’re going to fight city hall to get our roads repaired.
    2. ما با شهرداری برای تعمیر [بر سر تعمیر] جاده‌هایمان مبارزه خواهیم کرد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان