1 . پخش کردن
[فعل]

to hand out

/hænd aʊt/
فعل گذرا
[گذشته: handed out] [گذشته: handed out] [گذشته کامل: handed out]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 پخش کردن توزیع کردن

مترادف و متضاد distribute give
  • 1.Could you hand these books out, please?
    1. می‌توانی این کتاب‌ها را توزیع کنی، لطفاً؟
  • 2.The teacher asked her to hand out the papers.
    2. معلم از او خواست که ورقه‌ها را پخش کند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان