1 . فرضیه‌سازی کردن
[فعل]

to hypothesize

/haɪˈpɑːθəsaɪz/
فعل گذرا و ناگذر
[گذشته: hypothesized] [گذشته: hypothesized] [گذشته کامل: hypothesized]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 فرضیه‌سازی کردن فرض کردن

  • 1.The causes can be hypothesized but not proved.
    1. دلایل (قضیه) می‌توانند فرضیه‌سازی شوند، اما نمی‌توانند اثبات شوند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان