1 . در مقابل
[حرف اضافه]

in front of

/ɪn frʌnt ʌv/
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 در مقابل جلوی

معادل ها در دیکشنری فارسی: در برابر پیش جلو فرارو
مترادف و متضاد ahead of before facing behind
  • 1.He parks his car in front of my house.
    1. او اتومبیلش را در مقابل خانه من پارک می کند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان