1 . افتتاح 2 . سرآغاز 3 . سوراخ 4 . آغازین
[اسم]

opening

/ˈoʊ.pə.nɪŋ/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 افتتاح افتتاحیه

معادل ها در دیکشنری فارسی: افتتاح گشایش
  • 1.The official opening of the new school will take place next month.
    1. افتتاح رسمی آن مدرسه جدید، ماه بعد انجام می‌شود.

2 سرآغاز ابتدا، شروع

مترادف و متضاد ending
  • 1.The opening of the novel is amazing.
    1. ابتدای آن رمان، شگفت‌انگیز است.

3 سوراخ حفره

معادل ها در دیکشنری فارسی: دهان دهانه دهنه روزنه
مترادف و متضاد hole
  • 1.The cattle got out through an opening in the fence.
    1. دام‌ها از طریق سوراخی در حصار خارج شدند [آن گاوها از سوراخ حصار بیرون رفتند].
[صفت]

opening

/ˈoʊ.pə.nɪŋ/
غیرقابل مقایسه

4 آغازین اولیه، ابتدایی

معادل ها در دیکشنری فارسی: آغازین افتتاحیه
the opening chapter of the book
فصل آغازین کتاب
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان