1 . پیدا کردن 2 . انتخاب کردن 3 . موسیقی نواختن (بدون نگاه کردن به صفحه نت)
[فعل]

to pick out

/pɪk aʊt/
فعل گذرا
[گذشته: picked out] [گذشته: picked out] [گذشته کامل: picked out]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 پیدا کردن شناسایی کردن

  • 1.Can you pick out my father in this photo?
    1. آیا می‌توانی پدرم را در این عکس پیدا کنی؟

2 انتخاب کردن گزینش کردن

معادل ها در دیکشنری فارسی: گلچین کردن
مترادف و متضاد select
  • 1.She was picked out from several applicants for the job.
    1. او از بین چندین متقاضی برای کار انتخاب شد.

3 موسیقی نواختن (بدون نگاه کردن به صفحه نت)

  • 1.He picked out the tune on the piano with one finger.
    1. او با یک انگشت شروع به نواختن آهنگ با پیانو کرد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان