1 . عمومی 2 . مردم 3 . مخاطب
[صفت]

public

/ˈpʌblɪk/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more public] [حالت عالی: most public]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 عمومی عموم، دولتی

معادل ها در دیکشنری فارسی: همگانی عام علنی عمومی عموم
مترادف و متضاد available civil constitutional general open widespread private restricted
in the public interest
به سود عموم
  • Is it really in the public interest to publish this information?
    آیا منتشر کردن این اطلاعات واقعا به سود عموم است؟
to make something public
چیزی را عمومی کردن
  • Details of the government report have not yet been made public.
    جزئیات گزارشات دولتی هنوز عمومی نشده‌اند.
a public library/place/school
کتابخانه/مکان/مدرسه عمومی
  • Museum is a public place.
    موزه یک مکان عمومی است.
[اسم]

public

/ˈpʌblɪk/
غیرقابل شمارش

2 مردم عموم

معادل ها در دیکشنری فارسی: جمهور ملت عامه مردم عموم
مترادف و متضاد people
to be open to the public
برای عموم باز بودن
  • The museum is open to the public between 10 am till 4 pm.
    موزه از ساعت 10 صبح تا 4 بعدازظهر برای عموم باز است.

3 مخاطب طرفدار

مترادف و متضاد audience
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان