1 . کرم‌پودر 2 . پایه 3 . جایگاه (بیسبال)
[اسم]

la base

/bˈase/
غیرقابل شمارش مونث

1 کرم‌پودر کرم زیرساز

  • 1.Ponte la base antes de aplicar el resto del maquillaje.
    1. کرم‌پودر را قبل از بقیه لوازم آرایش بزن.

2 پایه

  • 1.La agricultura era la base de la economía precolombina.
    1. کشاورزی پایه اقتصاد پیشاکلمبی بود.

3 جایگاه (بیسبال) بیس

  • 1.El bateador bateó la pelota y corrió a la primera base.
    1. چوب‌زن به توپ ضربه زد و به جایگاه اول دوید.
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان