1 . خارجی
[صفت]

externo

/ekstˈɛɾno/
قابل مقایسه
[حالت مونث: externa] [جمع مونث: externas] [جمع مذکر: externos]

1 خارجی بیرونی

  • 1.El país ha mejorado su capacidad de pago de la deuda externa.
    1. کشور ظرفیتش را برای پرداخت بدهی‌های خارجی افزایش داده‌است.
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان