خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . ترمیم
2 . (صنعت) رستورانداری
[اسم]
la restauration
/ʀɛstɔʀasjɔ̃/
قابل شمارش
مونث
1
ترمیم
مرمت
1.La restauration de la façade durera trois mois.
1. ترمیم بنا 3 ماه طول خواهد کشید.
2.La restauration des monuments anciens est toujours importante.
2. مرمت ساختمانهای قدیمی همیشه مهم است [اهمیت دارد].
2
(صنعت) رستورانداری
1.Elle travaille dans la restauration.
1. او در (صنعت) رستورانداری کار میکند.
تصاویر
کلمات نزدیک
restaurateur
restaurant universitaire
restaurant
restant
ressusciter
restaurer
reste
rester
rester assis
rester dans son coin
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان