خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . میز کنار تخت
[اسم]
la table de nuit
/tabl də nyi/
قابل شمارش
مونث
[جمع: tables de nuit]
1
میز کنار تخت
1.Cette table de nuit me paraît très sale.
1. این میز کنار تخت به نظرم خیلی کثیف میآید.
2.Olivier pose toujours ses lunettes sur sa table de nuit.
2. "الیویه" همیشه عینکش را روی میز کنار تختش میگذارد.
تصاویر
کلمات نزدیک
table de chevet
table basse
table
tabernacle
tabagisme
table des matières
table rase
table à langer
table à repasser
tableau
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان