1 . جاری شدن 2 . غرق کردن 3 . ورشکسته شدن
[فعل]

couler

/kule/
فعل ناگذر
[گذشته کامل: coulé] [حالت وصفی: coulant] [فعل کمکی: avoir ]

1 جاری شدن جریان داشتن

  • 1.L'eau ne coule pas parce qu'il y a un nœud dans le tuyau.
    1. آب جاری نمی‌شود چونکه گرفتگی در لوله وجود دارد.
  • 2.La Seine coule à Paris.
    2. رود "سن" در "پاریس" جریان دارد.

2 غرق کردن

  • 1.C'est un sous-marin qui a coulé ce cuirasser.
    1. این یک زیردریایی است که این نبردناو را غرق کرده است.

3 ورشکسته شدن

informal
  • 1.La boîte a coulé et j'ai perdu mon job.
    1. شرکت ورشکسته شد و من کارم را از دست دادم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان