1 . بدهی
[اسم]

la dette

/dɛt/
قابل شمارش مونث

1 بدهی قرض، دین

  • 1.J'ai remboursé ma dette à la banque.
    1. من بدهی‌ام را به بانک بازگرداندم.
  • 2.Pierre paye ses dettes dès qu'il le peut.
    2. "پی‌یر" به محض اینکه بتواند بدهی‌هایش را می‌پردازد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان