1 . تاریخ‌نویس 2 . دانشجوی رشته تاریخ
[اسم]

l'historien

/istɔʀjɛ̃/
قابل شمارش مذکر
[جمع: historiens] [مونث: historienne]

1 تاریخ‌نویس مورخ، تاریخ‌دان

  • 1.Je connais un historien à Madrid.
    1. من یک مورخ در "مادرید" می‌شناسم.
  • 2.L'historien analyse dans ses travaux les événements passés.
    2. تاریخ‌نویس در کارهایش اتفاقات گذشته را بررسی می‌کند.

2 دانشجوی رشته تاریخ

تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان