Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
keyboard
×
ء
ة
أ
إ
1 . ضعيف کردن
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[فعل]
أَضْعَفَ
فعل گذرا
1
ضعيف کردن
1.المَرَضُ يُضْعِفُ الجِسْمَ.
بیماری، بدن را ضعیف میکند.
2.هَذِهِ الحَادِثَةُ لَمْ تُضْعِفْ عَزْمَهُ!
این حادثه اراده او را ضعیف نکرد!
کلمات نزدیک
سوى
جرم
بدل
أبصر
انطوى
إعمار
أفاد
أقبل
انهدم
اهتم
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان