[فعل]

auf sein

/auf zain/
فعل بی قاعده فعل ناگذر
[گذشته: auf war] [گذشته: auf war] [گذشته کامل: auf gewesen] [فعل کمکی: sein ]

1 باز بودن قفل نبودن

  • 1. Du brauchst den Schlüssel nicht. Die Wohnung ist auf.
    1 . تو به کلید نیازی نداری، [در] آپارتمان باز است.
کاربرد عبارت auf sein به معنای باز بودن
از فعل auf sein در این کاربرد به معنای "باز بودن" یا "قفل نبودن" استفاده می شود. گاهی auf sein تنها به قفل نبودن در یا ورودی اشاره می کند، مثلا:
"Die Wohnung ist auf" (آپارتمان باز است/درب اپارتمان قفل نیست.)
و گاهی به طور کامل به معنای باز بودن است، مثلا:
"Das Geschäft ist nur abends auf" (مغازه فقط عصرها باز است.)
"Das Fenster war die ganze Nacht auf" (پنجره تمام شب باز بود.)
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان