[اسم]

die Aufgabe

/ˈaʊ̯fɡaːbə/
قابل شمارش مونث
[جمع: Aufgaben] [ملکی: Aufgabe]

1 تکلیف وظیفه

مترادف و متضاد Hausaufgabe Schularbeit
schwere/lischte/... Aufgabe
تکلیف سخت/آسان/...
  • Das ist eine schwere Aufgabe.
    این یک تکلیف سخت است.
die Aufgabe schreiben/machen/erledigen/...
تکلیف نوشتن/انجام دادن/...
کاربرد واژه Aufgabe به معنای تکلیف
واژه "Aufgabe" در این کاربرد به معنای (وظیفه) یا (تکلیف) است. Aufgabe کاری است که برای انجام آن دستور داده شده‌است؛ Aufgabe معمولا یک وظیفه شغلی یا یک تکلیف درسی است اما ممکن است به طور کلی به تکلیف اشاره کند. به مثال‌های زیر توجه کنید:
"Diese Aufgabe muss die EU übernehmen" (این وظیفه را باید اتحادیه اروپا بر عهده بگیرد.)
"unsere Aufgabe für diese Woche" (تکلیف ما برای این هفته)

2 وظیفه

مترادف و متضاد Arbeit Auftrag Pflicht Rolle
  • 1. Das ist nicht meine Aufgabe.
    1 . این وظیفه من نیست.
schwere/lischte/... Aufgabe
وظیفه سخت/آسان/...
  • Das ist eine schwere Aufgabe.
    این یک وظیفه سخت است.
eine Aufgabe ausführen/übernehmen/...
وظیفه‌ای /انجام دادن/برعهده گرفتن/...
  • 2. Herr Weiss hat neue Aufgaben in einer anderen Abteilung übernommen.
    2. آقای "وایس" وظایف جدید در یک بخش دیگر برعهده گرفته‌است.
کاربرد واژه Aufgabe به معنای تکلیف
واژه "Aufgabe" در این کاربرد به معنای (وظیفه) یا (تکلیف) است. Aufgabe کاری است که برای انجام آن دستور داده شده‌است؛ Aufgabe معمولا یک وظیفه شغلی یا یک تکلیف درسی است اما ممکن است به طور کلی به تکلیف اشاره کند. به مثال‌های زیر توجه کنید:
"Diese Aufgabe muss die EU übernehmen" (این وظیفه را باید اتحادیه اروپا بر عهده بگیرد.)
"unsere Aufgabe für diese Woche" (تکلیف ما برای این هفته)
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان