[فعل]

beginnen

/bəˈɡɪnən/
فعل بی قاعده فعل گذرا و ناگذر
[گذشته: begann] [گذشته: begann] [گذشته کامل: begonnen] [فعل کمکی: haben ]

1 شروع کردن شروع شدن

مترادف و متضاد anbrechen anfangen einsetzen starten beenden enden
um (Zeit) beginnen
در (ساعت) شروع شدن
  • Das Spiel beginnt um 15.30 Uhr.
    بازی ساعت 15 و 30 دقیقه شروع می‌شود.
sofort/später/... beginnen
سریع/بعدا/... شروع شدن
  • Die Arbeiten sind sofort begonnen worden.
    کارها بلافاصله شروع شدند.
morgen/am Montag/am Wochenende/im April/im Herbst/... beginnen
فردا/دوشنبه/آخر هفته/آپریل/پاییز/... شروع شدن
  • 1. Die Schulferien beginnen morgen.
    1. تعطیلات مدرسه فردا شروع می‌شوند.
  • 2. In zwei Wochen beginnen die Sommerferien.
    2. تا دو هفته دیگر تعطیلات تابستانی شروع می‌شوند.
mit etwas (Dat.) beginnen
چیزی را شروع کردن
  • Morgen beginne ich mit der Therapie.
    فردا درمان شروع می‌شود.
es beginnt etwas zu machen
انجام دادن کاری را شروع کردن
  • 1. Es beginnt zu addieren.
    1. شروع به اضافه کردن کرد.
  • 2. Es beginnt zu regnen.
    2. شروع به باریدن باران کرد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان