[حرف اضافه]

bei

/baɪ̯/
[همراه: dative]

1 در (محل کار) برای

bei einer Firma/einem Institut/... arbeiten
در یک شرکت/یک موسسه/... کار کردن
  • 1. Er arbeitet bei der Polizei.
    1. او در پلیس کار می کند.
  • 2. Maria arbeitet als Journalistin bei Spiegel.
    2. ماریا به عنوان روزنامه‌نگار در روزنامه اشپیگل کار می‌کند.
کاربرد bei به معنای در
حرف اضافه bei در این کاربرد معنایی مشابه "در" یا "برای" در فارسی دارد و از آن برای اشاره به نام شرکت یا موسسه ای که در آن کار می کنند استفاده می شود. مثلا:
"bei der Polizei arbeiten" (در اداره پلیس کار کردن/برای پلیس کار کردن)
"bei einer Firma arbeiten" (در یک شرکت کار کردن)
"bei einer Firma angestellt sein" (در یک شرکت مشغول به کار بودن)

2 پیش با، همراه

  • 1. Ich habe kein Geld bei mir.
    1 . من همراهم هیچ پولی ندارم.
etwas (Akk.) bei sich (Dat.) tragen
چیزی را با خود حمل کردن
  • Den müssen Sie jederzeit bei sich tragen.
    شما باید همیشه آن را با خود حمل کنید. [با خود داشته باشید]
bei jemandem leben/essen/...
با کسی زندگی کردن/غذا خوردن/...
  • Ich wohne bei meinen Eltern.
    من پیش پدر و مادرم زندگی می‌کنم.
bei jemandem
برای کسی [نزد کسی]
  • Bei uns ist das anders als bei euch. Wir essen kein Fleisch.
    برای ما این طور دیگری است نسبت به شما. ما گوشت نمی‌خوریم.
کاربرد واژه bei به معنای پیش
واژه bei در این کاربرد معنایی مشابه "پیش" یا "همراه" در فارسی دارد. از bei در دو حالت به این معنی استفاده می‌شود. حالت اول برای اشاره به محل زندگی یا فرهنگ منطقه‌ای یک نفر. مثلا:
"bei uns ist das so üblich" (پیش ما این رایج است.)
در این جمله bei به منطقه یا فرهنگی اشاره می‌کند که فرد در آن زندگی می‌کند. معنای دقیق جمله می‌شود: "در منطقه ای که ما زندگی می‌کنیم این رایج است."
حالت دوم استفاده از bei برای اشاره به همراهی چیزی با کسی. مثلا:
"etwas bei sich tragen" (چیزی را همراه خود حمل کردن.)
"als Gast bei sich behalten" (به عنوان مهمان پیش او ماندن.)

3 کنار نزدیک

مترادف و متضاد in der Nähe von
  • 1. Bleib bei mir!
    1 . کنار من بمان!
  • 2. Potsdam liegt bei Berlin.
    2 . "پوتسدام" نزدیک برلین قرار داد.
  • 3. Sie wohnt beim Rathaus.
    3 . او نزدیک شهرداری زندگی می‌کند.
  • 4. wir versammeln uns beim Schillerdenkmal
    4 . ما نزدیک مجسمه شیلر جمع می شویم.

4 در در زمان، در طول [هنگام]

مترادف و متضاد derweil während
bei einer Hochzeit/einem Konzert/... sein
در عروسی/کنسرت/... بودن
  • Wir müssen um 14:30 Uhr bei einer Hochzeit sein.
    ما باید راس ساعت 14:30 در یک عروسی باشیم.
bei dem Essen/einem Konzert/....
هنگام غذا/کنسرت/...
  • 1. Bei Beginn des Konzerts klingelt mein Handy.
    1. هنگام شروع کنسرت موبایلم زنگ خورد.
  • 2. Wir wollen euch nicht beim Essen stören.
    2. ما نمی خواهیم هنگام غذا مزاحم شما شویم.
کاربرد واژه bei به معنای در
از واژه bei در این کاربرد برای اشاره به یک مراسم یا رویداد (مثلا یک مهمانی، یک رویداد روزانه و ...) استفاده می شود. مثلا:
"bei einer Hochzeit sein" (در یک مراسم عروسی بودن)
در کاربردی دیگر برای اشاره به زمان مشخصی نیز استفاده می‌شود که می‌توان آن را با "در زمان یا در طول" در زبان فارسی برابر دانست:
"bei Ende des Konzerts" (در زمان پایان کنسرت)
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان