[اسم]

das Bett

/bɛt/
قابل شمارش خنثی
[جمع: Betten] [ملکی: Bett(e)s]

1 تخت خواب تشک

  • 1. Dieser Ferienort ist sehr beliebt. In der HochSaison ist oft kein Bett mehr frei.
    1 . این مسافرخانه خیلی محبوب است. در فصل شلوغی معمولا هیچ تختی خالی نیست.
  • 2. Solange Sie Fieber haben, müssen Sie im Bett bleiben.
    2 . تا زمانی که تب داری باید در تخت خواب بمانی.
  • 3. Wir brauchen noch ein Kinderbett.
    3 . ما به یک تخت خواب بچه هم نیاز داریم.
  • 4. Wir wollten uns neue Betten kaufen.
    4 . ما می‌خواهیم برای خودمان یک تخت جدید بخریم.
کاربرد واژه Bett به معنای تخت خواب
در آلمانی از Bett برای اشاره به "تخت خواب" یا محل خواب استفاده می‌شود. زمانی که از Bett استفاده می‌کنیم معمولا شامل خود تخت، بالش، پتو و زیر انداز می‌شود. مثلا وقتی می‌گویند "Mach dein Bett" (تختت را مرتب کن) معمولا منظور مرتب‌کردن پتو و بالش است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان