[فعل]

feiern

/ˈfaɪ̯ɐn/
فعل گذرا
[گذشته: feierte] [گذشته: feierte] [گذشته کامل: gefeiert] [فعل کمکی: haben ]

1 جشن گرفتن

مترادف و متضاد begehen zelebrieren
  • 1. Der 60. Geburtstag meiner Mutter wurde kräftig gefeiert.
    1 . تولد 60 سالگی مادرم به طور صمیمانه‌ای جشن گرفته شد.
  • 2. Wir feiern heute meinen Geburtstag.
    2 . ما امروز تولد من را جشن می‌گیریم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان