[اسم]

die Frage

/ˈfʀaːɡə/
قابل شمارش مونث
[جمع: Fragen] [ملکی: Frage]

1 سوال

مترادف و متضاد Anfrage Erkundigung Antwort
eine Frage stellen/beantworten/haben/verstehen/...
سوالی را مطرح کردن/پاسخ دادن/داشتن/فهمیدن/....
  • 1. Er hat die Frage richtig beantwortet.
    1. او به سوال به‌درستی پاسخ داد.
  • 2. Ich habe eine Frage.
    2. من یک سوال دارم.
  • 3. Ich habe Ihre Frage leider nicht verstanden.
    3. متاسفانه من سوال شما را متوجه نشدم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان