Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
keyboard
×
Ä
ä
É
é
Ö
ö
Ü
ü
ß
ß
1 . بالا گذاشتن
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[فعل]
hochlegen
/hoːxˈleːɡn̩/
فعل گذرا
[گذشته: legte hoch]
[گذشته: legte hoch]
[گذشته کامل: hochgelegt]
[فعل کمکی: haben ]
صرف فعل
1
بالا گذاشتن
بالا قرار دادن
1.die Beine hochlegen
1. پاها را بالا قرار دادن [از روی زمین بلند کردن]
2.Füße hochlegen und sich rundum verwöhnen lassen.
2. پاها را بالا انداختن و کاملا خود را لوس کردن.
تصاویر
کلمات نزدیک
hochzeitstorte
hochzeitsreise
hochzeitsfeier
hochzeit
hochwasser
hochschulreife
hochschwanger
hockenheim
hoden
hodenbruch
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان