[فعل]

können

/ˈkœnən/
فعل وجهی فعل گذرا
[گذشته: konnte] [گذشته: konnte] [گذشته کامل: gekonnt] [فعل کمکی: haben ]

1 بلد بودن

مترادف و متضاد beherrschen im Griff haben mächtig sein verstehen
etwas können
چیزی بلد بودن
  • 1. Er kann kein Französisch.
    1. او اصلا فرانسه بلد نیست.
  • 2. Ich kann Deutsch und Russisch.
    2. من آلمانی و روسی بلد هستم.
  • 3. Kannst du schwimmen?
    3. شنا بلدی؟
کاربرد فعل können به معنای بلد بودن
از فعل "können" به معنای تسلط داشتن بر چیزی یا از عهده کاری برآمدن نیز می‌توان استفاده و آن را در زبان فارسی به (بلد بودن) ترجمه کرد. مثال:
"der Schüler kann das Gedicht immer noch nicht" (دانش‌آموز هنوز شعر را بلد نیست.)
باید توجه داشت در این ساختار از فعل "können" نه به عنوان فعل وجهی (Modalverb) بلکه فعل اصلی جمله استفاده شده‌است.

2 توانستن

مترادف و متضاد fähig sein in der Lage sein vermögen
  • 1. Das kann er auch nicht erklären, bitte frage jemand anderen.
    1 . او هم نمی تواند آن را توضیح دهد. لطفا از یک نفر دیگر بپرسید.
  • 2. Heute, kann ich nicht schwimmen, ich bin erkältet.
    2 . امروز نمی توانم شنا کنم، سرما خوردم.
  • 3. Ich kann den schweren Koffer nicht tragen.
    3 . من نمی توانم این چمدان سنگین را حمل کنم.
  • 4. Können Sie mir helfen?
    4 . می توانید به من کمک کنید.
توضیحاتی در رابطه با این فعل
افعال مدال (Modalverb) یا وجهی، افعالی کمکی هستند که با اضافه شدن به جمله شرایطی خاص مانند: توانایی، اجبار، اجازه داشتن و … را نشان می‌دهند. این فعل یکی از این افعال است. به مثال‌های زیر توجه کنید :
".Er kann Gitarre spielen" : (او می‌تواند گیتار بنوازد.) به معنای توانایی انجام کاری را داشتن.
".Ich weiß, dass ich mich auf dich verlassen kann" (من می‌دانم که می‌توانم بر روی تو حساب باز بکنم.) به معنای امکان انجام کاری را داشتن.
"?Kann ich noch ein Stück Kuchen haben" (آیا هنوز می‌توانم که یک تکه شیرینی داشته باشم؟) به معنای اجازه انجام کاری را داشتن.
باید توجه داشت در این ساختار فعل کمکی "können" همیشه به همراه حالت مصدری فعل (Infinitiv) ظاهر می‌شود.

3 ممکن بودن اجازه داشتن

مترادف و متضاد befugt/berechtigt sein das Recht haben dürfen
  • 1. Kann ich jetzt nach Hause gehen?
    1 . ممکن است من حالا به خانه بروم؟ [اجازه هست من حالا به خانه بروم؟]
Es/das Wetter/... kann sein ...
ممکن است ...
  • 1. Es kann sein, dass es heute noch regnet.
    1. ممکن است که امروز هم باران ببارد.
  • 2. Sei nicht traurig, das Wetter kann morgen schon besser sein.
    2. غمگین نباش، هوا ممکن است فردا بهتر باشد. [می تواند فردا بهتر باشد.]
کاربرد فعل können به معنای ممکن بودن
از افعال وجهی (Modalverb) در زبان آلمانی برای احتمال رخ دادن یک اتفاق نیز می‌توان استفاده کرد. بر اساس این قاعده می‌توان از فعل وجهی "können" به معنای (ممکن بودن) استفاده کرد.
باید توجه داشت در این ساختار باید در کنار فعل وجهی از فعل دیگر در حالت مصدری (Infinitiv) استفاده کرد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان