[قید]

oben

/ˈoːbn̩/
غیرقابل مقایسه

1 بالا بالاتر، در جهت بالا

  • 1. Das Datum steht rechts oben
    1 . تاریخ در بالا سمت راست قرار دارد.
  • 2. Die Butter liegt im Kühlschrank ganz oben.
    2 . کره در یخچال آن بالاست.
  • 3. Ich wohne oben.
    3 . من [طبقه] بالا زندگی می‌کنم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان