[صفت]

schnell

/ʃnɛl/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: schneller] [حالت عالی: schnellsten]

1 سریع پرسرعت

مترادف و متضاد flink flugs rapid rasch schleunig langsam
schnell sprechen/schreiben/arbeiten/...
سریع حرف زدن/نوشتن/کار کردن/...
  • 1. Er fährt schnell.
    1. او سریع رانندگی می‌کند.
  • 2. Ich bin gleich fertig, ich muss nur noch schnell telefonieren.
    2. من الان آماده می‌شوم، من فقط باید سریع (یک) تلفن بزنم.
  • 3. Warum fährst du so schnell?
    3. چرا اینقدر سریع رانندگی می‌کنی؟
schnelles Auto/Flugzeug/...
ماشین/هواپیما/... سریع
  • Ich fahre gerne schnell Auto.
    من دوست دارم خودروهای پرسرعت را رانندگی کنم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان