arm


/ɑrm/
/ɑːm/

اسم
1
arm [اسم]
1
بازو دست (از مچ به بالا)

مترادف:   upper limb
  • او با [به خاطر] یک دست شکسته به بیمارستان برده شد.
  • The man was waving his arms and shouting something.
    مرد داشت دست تکان می‌داد و چیزی داد می‌زد.
  • او، او را در آغوش گرفت.

فعل
1
to arm [فعل]
1
مسلح کردن مجهز کردن، مجهز شدن

گذشته: armed   گذشته کامل: armed  
  • (افراد) آن گروه شورشی خود را با تفنگ مسلح کردند.
  • کشور داشت در برابر دشمن مجهز می‌شد.
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان